اسلاید شو

ازدواج > بزرگترین موهبت الهی - خانواده سالم
X
تبلیغات
رایتل

تاریخ : دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1390


واز نشانه هاى [قدرت وربوبیت ] او این است که براى شما از جنس خودتان همسرانى آفرید تا در کنارشان آرامش یابید ودر میان شما دوستى ومهربانى قرار داد; یقیناً در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایى است براى مردمى که مى اندیشند...




وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (الروم آیه:21)

ترجمه:واز نشانه هاى [قدرت وربوبیت ] او این است که براى شما از جنس خودتان همسرانى آفرید تا در کنارشان آرامش یابید ودر میان شما دوستى ومهربانى قرار داد; یقیناً در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایى است براى مردمى که مى اندیشند.

 

تفسیر:آیات خدا در انفس !

 

دیگر از نشانه هاى خدا این است که از جنس ‍ خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در کنار آنها آرامش بیابید (و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها).

و از آنجا که ادامه این پیوند در میان همسران خصوصا، و در میان همه انسانها عموما، نیاز به یک جاذبه و کشش قلبى و روحانى دارد به دنبال آن اضافه مى کند: ((و در میان شما مودت و رحمت آفرید)) (و جعل بینکم مودة و رحمه ).

و در پایان آیه براى تاءکید بیشتر مى فرماید: ((در این امور نشانه هائى است براى افرادى که تفکر مى کنند)) (ان فى ذالک لایات لقوم یتفکرون ).

جالب اینکه قرآن ....

 

در این آیه هدف ازدواج را سکونت و آرامش قرار داده است ، و با تعبیر پر معنى ((لتسکنوا)) مسائل بسیارى را بیان کرده و نظیر این تعبیر در آیه 189 سوره اعراف نیز آمده است .

به راستى وجود همسران با این ویژگیها براى انسانها که مایه آرامش زندگى آنها است یکى از مواهب بزرگ الهى محسوب مى شود.

این آرامش از اینجا ناشى مى شود که این دو جنس مکمل یکدیگر و مایه شکوفائى و نشاط و پرورش یکدیگر مى باشند بطورى که هر یک بدون دیگرى ناقص است ، و طبیعى است که میان یک موجود و مکمل وجود او چنین جاذبه نیرومندى وجود داشته باشد.

و از اینجا مى توان نتیجه گرفت آنها که پشت پا به این سنت الهى مى زنند وجود ناقصى دارند، چرا که یک مرحله تکاملى آنها متوقف شده (مگر آنکه به راستى شرائط خاص و ضرورتى ایجاب تجرد کند).

به هر حال این آرامش و سکونت هم از نظر جسمى است ، و هم از نظر روحى هم از جنبه فردى و هم اجتماعى .

بیماری هائى که به خاطر ترک ازدواج براى جسم انسان پیش مى آید قابل انکار نیست .

همچنین عدم تعادل روحى و ناآرامی هاى روانى که افراد مجرد با آن دست به گریبانند کم و بیش بر همه روشن است .

از نظر اجتماعى افراد مجرد کمتر احساس مسئولیت مى کنند و به همین جهت انتحار و خودکشى در میان مجردان بیشتر دیده مى شود، و جنایات هولناک نیز از آنها بیشتر سرمیزند.

هنگامى که انسان از مرحله تجرد گام به مرحله زندگى خانوادگى مى گذارد شخصیت تازهاى در خود مى یابد، و احساس مسئولیت بیشترى مى کند و این است معنى احساس ‍ آرامش در سایه ازدواج .

و امّا مسئله ((مودت )) و ((رحمت )) در حقیقت ((ملاط)) و ((چسب )) مصالح ساختمانى جامعه انسانى است ، چرا که جامعه از فرد فرد انسانها تشکیل شده همچون ساختمان عظیم و پرشکوهى که از آجرها و قطعات سنگها تشکیل مى گردد.

اگر این افراد پراکنده ، و آن اجزاء مختلف ، با هم ارتباط و پیوند پیدا نکنند ((جامعه )) یا((ساختمانى )) به وجود نخواهد آمد.

آن کس که انسان را براى زندگى اجتماعى آفریده این پیوند و ربط ضرورى را نیز در جان او ایجاد کرده است .

فرق میان ((مودت )) و ((رحمت )) ممکن است از جهات مختلفى باشد:

1 - ((مودت )) انگیزه ارتباط در آغاز کار است ، اما در پایان که یکى از دو همسر ممکن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتى نباشد ((رحمت )) جاى آن را مى گیرد.

2 - ((مودت )) در مورد بزرگترها است که مى توانند نسبت بهم خدمت کنند اما کودکان و فرزندان کوچک در سایه رحمت پرورش مى یابند.

3 - ((مودت )) غالبا جنبه متقابل دارد، اما رحمت یک جانبه و ایثارگرانه است ، زیرا براى بقاء یک جامعه گاه خدمات متقابل لازم است که سرچشمه آن مودت است و گاه خدمات بلاعوض که نیاز به ایثار و ((رحمت )) دارد.

البته آیه مودت و رحمت را میان دو همسر بیان مى کند ولى این احتمال نیز وجود دارد که تعبیر ((بینکم )) اشاره به همه انسانها باشد، که دو همسر یکى از مصادیق بارز آن محسوب مى شوند، زیرا نه تنها زندگى خانوادگى که زندگى در کل جامعه انسانى بدون این دو اصل یعنى مودت و رحمت امکانپذیر نیست ، و از میان رفتن این دو پیوند، و حتى ضعف و کمبود آن ، مایه هزاران بدبختى و ناراحتى و اضطراب اجتماعى است .

 

((یکى دیگر از نشانه هاى او این است که شما را از خاک آفرید، سپس شما انسانهائى شدید که در روى زمین منتشر گشتید)) (و من آیاته ان خلقکم من تراب ثم اذا انتم بشر تنتشرون ).

در این آیه به دو نشانه عظمت الهى اشاره شده : یکى آفرینش انسان از خاک که ممکن است اشاره به آفرینش نخستین انسان یعنى آدم بوده باشد، یا آفرینش همه انسانها از خاک چرا که مواد غذائى تشکیل دهنده وجود انسان همه ، مستقیما یا بطور غیر مستقیم از خاک گرفته مى شود.

دیگر تکثیر نسل انسان و انتشار فرزندان آدم در سراسر روى زمین است که اگر ویژگى گسترش در آدم آفریده نشده بود به زودى از میان مى رفت و نسل او برچیده مى شد.

راستى خاک کجا و انسانى با این ظرافت کجا؟ اگر پرده هاى ظریف چشم که از برگ گل هم لطیف تر و حساس تر و ظریف تر است ، همچنین سلول هاى فوق العاده حساس و ظریف مغز را در کنار خاک بگذاریم و با هم مقایسه کنیم آنگاه مى فهمیم که آفریدگار جهان چه قدرت عجیبى به کار گرفته که از آن ماده تیره کم ارزش چنین دستگاه هاى ظریف و دقیق و پرارزشى را به وجود آورده است ؟.

خاک نه نور دارد، نه حرارت ، نه زیبائى و نه طراوت ، و نه حس و نه حرکت ولى در عین حال خمیر مایه انسانى شده است داراى همه این صفات ، آن کس که از چنین موجود مردهاى که کم ارزشترین موجودات محسوب مى شود چنان موجود زنده شگرفى بیافریند شایسته هرگونه ستایش بر این قدرت و علم و دانش بیحساب است ((تبارک الله احسن الخالقین )).

قابل توجه اینکه کلمه ((اذا)) در لغت عرب معمولا در مورد امور ناگهانى به کار مى رود، ذکر این تعبیر در اینجا ممکن است اشاره به آن باشد که خداوند آنچنان قدرت تکثیر مثل به آدم داد که در مدتى کوتاه ناگهان نسل او در سراسر زمین منتشر شد و جامعه متشکل انسانى را به وجود آورد.

این تعبیر ضمنا بیانگر این واقعیت است که در میان انسانها تفاوتى نیست و ریشه همه به یکجا بازمی گردد، همگى پیوند ناگسستنى با خاک دارند و طبعا سرانجام نیز همه به همان خاک بازمى گردند.















ارسال توسط فاطمه سالمی
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
نظرسنجی